خرید بک لینک
در فصل اول پادکست گوشه؛ هنر با گوشه از ۱۴هنرمند گفتیم؛ از «نه گفتن» به بازار و سلیقه انبوه مخاطب، از انتخاب تنهایی، از قدر ندیدن در زمانِ زندگی، از ماندن زیر سایه کسانی که بازاریاب بهتری بودند، از ایستادن بر قله مهارت و استادی اما خود را دانش‌آموز و هنرجو و در جست‌وجوی یادگیری دانستن، از قدم گذاشتن در راه‌ ناهموار و «کمتر پا خورده»، از دوری از آسایش ِ «زندگی ِ ناآزموده»، از شهامت «خود بودن در جهانی که مدام تو را طور دیگری می‌خواهد». در این چند ماه از هنرمندانی گفتیم که «نه-بیار» بوده‌اند، آدم‌ها

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 17 مهر 1405 ساعت: 11:35

رفقا! در این روزهای سخت، که ایران -تنها خانه‌ای که داریم- درگیر جنگ است، گوشه کوچک ما فعلا چیزی برای پذیرایی از دوستانش ندارد. مطالبی را هم که از پیش، در تقویم صفحه‌ها و پادکست گوشه آماده انتشار بود، از نوبت نشر درآوردیم. هرچند که تجربه جنگ پیشین در دهه شصت خورشیدی، به یادمان می‌آورَد که آدمهایی زیر شلیک موشک و گلوله، کار تولید فرهنگ و هنر مستقل این خانه را زنده نگه داشتند؛ آدم‌هایی که زیر نور شمع و موشک‌باران شهرها، نوشتند و ترجمه کردند و از فکر تولید برای کودکان این خانه هم غافل نماندند. ف

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 17 مهر 1405 ساعت: 11:35

*«درِ خوزستان را خواهیم کوبید و برایمان گشوده خواهد شد؛ عرب‌های آنجا از ما به‌عنوان آزادکننده استقبال خواهند کرد.» این مضمون جمله‌ای بود که پیش از حمله به ایران در سال ۱۳۵۹، از زبان حلقهٔ نزدیکان صدام حسین و مشاوران حزب بعث عراق، مثل طارق عزیز، شنیده می‌شد. صدام قانع شده بود که عرب‌های خوزستان -که بعضی منابع عراقی به آن «عربستان» می‌گفتند- از حکومت ایران متنفرند و در زمان حملهٔ عراق، به‌جای مقاومت، به پیشواز ارتش عراق خواهند آمد. اما در عمل، نه‌تنها هیچ استقبال مردمی از ارتش اشغالگر دیده نشد،

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 17 مهر 1405 ساعت: 11:35

سنگاپور در خشکسالی شدید ۱۹۶۱ و دوباره در ۱۹۶۳ مجبور به جیره‌بندی آب سراسری شد. قطعی آب به ۶ تا ۱۲ ساعت در روز می‌رسید. سنگاپور کشور جزیره‌ای ِ کوچکی تقریبا به‌اندازه شهر تهران است. (مساحت تهران حدود ۷۳۰ کیلومتر مربع و سنگاپور ۷۳۵) دو سنگاپور در جزیره قشم (۱۴۹۱ کیلومتر مربع) جا می‌شود و حدود ۲۰ کیلومتر مربع زمین هم اضافه می‌آید. کوچکی زمین و نداشتن رودخانه بزرگ و منابع آب زیرزمینی، امکان ذخیره آب باران بسیار زیاد را به آنها نمی‌داد و آب باران هدر می‌رفت یا وارد دریا می‌شد.  آب؛ ستون فقرات امنیت

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 17 مهر 1405 ساعت: 11:35

مردمی که خاک را امانتی از آنِ ناآمدگان و نسل آینده می‌دانستند، روشی برای تقویت خاکِ ضعیف و شسته‌شده در باران‌های مداوم پیدا کردند؛ روشی که پس از هزاران سال، همچنان زنده و زاینده است و کشاورزی مدرن هنوز نتوانسته چیزی غنی‌تر از آن یا حتی با دوامی در حد پنجاه سال بسازد. جامعه‌ای که خاک را نه‌فقط میراثی از نیاکان، بلکه امانتی از نسل‌هایی می‌دانست که هنوز نیامده‌اند؛ امانتی که امروز در دست اوست و باید آن را غنی‌تر و آماده‌تر به نسل بعد بسپارد. تمدنی که با همکاری استعمارگر، مُبلغ مذهبی، شرکت نفتی، و د

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 17 مهر 1405 ساعت: 11:35

سینمای چکسلواکی در دهه‌های میانی قرن بیستم تبدیل شد به میدان مبارزه‌. سینما، روایت شخصی، طنز و تصویر را به‌کار گرفت تا در برابر دستگاه دروغ و خشونت ایستادگی کند. فیلم‌ها نه فقط قصه می‌گفتند؛ آینه‌ای بودند که تناقض قدرت، سازوکارهای سرکوب و فرایند «تجرید انسان» را بازتاب دادند و به‌خاطر همین، اغلب توقیف، سانسور، و تبعید سازندگان را به‌دنبال داشتند. مفهوم «تجرید انسان» در معنای سیاسی-اجتماعی این است: تبدیلِ فردِ زنده (با تاریخ، پیوندها، ارزش‌ها و انتخاب‌ها) به یک نقش، یک کارکرد، یا یک «واحدِ مصرف،

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 17 مهر 1405 ساعت: 11:35

جان کاساوتیس فیلم نمی‌ساخت که چیزی بفروشد. او می‌خواست «چیزی را نشان دهد که واقعاً وجود دارد»؛ رابطه‌ای میان آدم‌ها، تردید، شرم، امید و حسادتِ درونی‌ای که معمولاً پشتِ چهره‌ها پنهان می‌شود. قسمت دوم از فصل دوم پادکست گوشه؛ «سینما در برابر پول»، درباره سینمای جان کاساوتیس «سینما یعنی جست‌وجوی حقیقت در انسان‌ها، نه بازسازیِ ظاهرِ آن‌ها.» جان کاساوتیس این جمله، خلاصه‌ جهان‌بینی کاساوتیس است. برای او، هنر باید مثل زندگی باشد: گیج، صادق، بی‌نظم، با نقص و گاهی دردناک. فیلم‌هایش درباره‌ «چیزهای کوچک»

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 17 مهر 1405 ساعت: 11:35

پس از جنگ جهانی دوم، ژاپن شکست‌خورده فقط ویران نشد، بلکه معناهایش هم فرو ریخت؛ سامورایی، فداکاری، امپراتور، خانه و نظم جمعی. بخشی از سینمای ژاپن، درهم‌ریختگی آن دوره را نشان داده‌ است؛ موج نوی سینمای ژاپن یعنی زمانی که جوان‌ترین نسل فیلم‌سازان تصمیم گرفت دیگر تماشاگر ساکت نباشد و پرسش‌های اساسی را مطرح کند؛ چرا جوانان نمی‌خواهند سامورایی شوند؟ چرا فضای خانه سنگین و نفس‌گیر است؟ چرا واژه‌هایی مثل فضیلت، شرافت، نظم، اطاعت و خانواده معنی و کارایی سابق را نداشتند؟ جامعه در حال بازسازی بود اما معنای

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 17 مهر 1405 ساعت: 11:35

​انتشار انبوه اطلاعات واقعی و ساختگی، مردم را در وضعیتی فرسایشی و مه‌آلود قرار می‌دهد که در آن، حقیقتْ آرام‌آرام دست‌‌نیافتنی می‌شود. هدف این تاکتیک که شاید «فکرزُدایی» اسم مناسبی برایش باشد، ایجاد وضعیتی است که در آن مردم از تشخیص راست و دروغ، ناتوان، خسته و سرانجام بی‌‌عمل می‌شوند. در چنین فضایی، کسانی که از ثبات و ادامه وضع موجود سود می‌برند -دانسته یا نادانسته- «پذیرفتن تقدیر»، «سکوت» و شاید بدتر از همه «عادی‌سازی» را تشویق می‌کنند. عادی‌سازی فقط در روایت رسمی و دستوری دیده نمی‌شود و می توان

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 17 مهر 1405 ساعت: 11:35

ردپای دیجیتال بسیاری از جوانان کشته‌شده در دی‌ماه، درخواستی را تکرار می‌کند: «در روز آزادی، از ما یاد کنید.» کشتن هر جوان، حذف سال‌ها کار، خلاقیت، تولید و «امکان» پیش ِ روست. وظیفه حکومت، فقط کنترل قلمرو و استخراج منابع نیست؛ امروز از «ظرفیت آینده‌سازی» و «تولید افق» به عنوان شاخصی مهم در سنجیدن وضعیت کشورها، حرف زده‌می‌شود. ظرفیت آینده‌سازی، یعنی اینکه دولت هم خودش پیش‌بینی‌پذیر باشد و هم مردم بتوانند برای سال‌های پیش رو برنامه‌ریزی کنند. نهاد آموزش و پرورش دولتی که «آینده‌ساز» است به کودکان

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 17 مهر 1405 ساعت: 11:35

ناو هواپیمابر ابزار جنگ و جا‌به‌جایی مرزها و قدرت‌هاست اما مادری که بر گور می‌رقصد، معنا را جا‌به‌جا و مشروعیت حاکم را واژگون می‌کند. وقتی حکومت تعیین می‌کند «چه کسی شایستهٔ سوگواری‌ست»، مادر سوگوار با رقصش نظم سوگ رسمی را برهم می‌زند. ما شهروندان را می‌توان کُشت بی‌آنکه قتل به حساب آید. وقتی بازماندگان ما بر گورمان می‌رقصند، با شکستن چارچوب رسمی، پیام می‌دهند که این مرگ، حذف‌شدنی نیست. گورستان محل سکون و سکوت است؛ رقص، سکوت را ناممکن و حافظهٔ جمعی را فعال می‌کند. مادر رقصان، معنای مرگ و سوگواری

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 17 مهر 1405 ساعت: 11:35

در چنین لحظه‌هایی، نام‌ها خودشان ما را صدا می‌زنند؛ نامِ شاهدانی که گفتن را، حتی وقتی هزینه‌اش جان بود، متوقف نکردند. از علی‌اکبر سعیدی سیرجانی که به شخصِ اولِ قدرت نامه نوشت و آگاهانه نوشت: «می‌دانم این نامه در حکم نوشیدن جام شوکران است.» تا صدای بریده‌شدهٔ فریدون فرخزاد در غربت، که در سکوت زمانه، به عقل و حقیقت وفادار بود. از چشمانِ بازمانده از وحشتِ کارون حاجی‌زاده، کودکِ نُه‌ساله. تا تصویرِ جهانیِ صورتِ خون‌آلودِ ندا آقاسلطان. و از سارینا اسماعیل‌زاده که پرسشی ساده اما بنیانی داشت: «یعنی می‌

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 17 مهر 1405 ساعت: 11:35

صفحه بندی